تبلیغات
گروه دیوانگان - جوک
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
گروه دیوانگان
ما دیوانه نیستیم این فقط اسممونه!
aria manavi پنجشنبه 15 دی 1390 نظرات ()

معلم:بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟

شاگرد:پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت.


غضنفرطناب رو پیچیده بود دور كمرش بهش میگن چرا اینطوری كردی؟ میگه می خوام خودكشی كنم میگن پس چرا بستی دور كمرت؟ میگه آخه اول بستم دور گردنم داشتم خفه میشدم.


تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟ منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی! گفت: چیکار میکنی؟ گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟ دوباره گفت :میتونم الان بیام اونجا؟ ... ... عصبانی شدم گفتم:نه هنوز خودم کار دارم یهو دیدم داره میگه:"من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده.


شبی دزدی وارد خانه ملانصرالدین شد.ملانصرالدین زودی پرید و توی صندوق قایم شد.دزد همه جا را گشت و وقتی دستش به چیزی نرسید سراغ صندوق رفت و ملانصرالدین را دید که در آن چمپاتمه زده. دزد که از ترس زبانش بند آمده بود پرسید: ملا چرا رفته ای توی صندوق قایم شده ای؟ملانصرالدین گفت: قربانت بروم. از خجالت اینکه شما دست خالی از این خانه می روید اینجا پنهان شده ام!


درخواست حیف نون از نامزدش ! مرا دوست بدار اندکی ، ولی خَرَکی !...


از یه نفر میپرسن میدونی اگه ۱۰ تا کله و ۴۰ تا پاچه را با هم بریزی تو یه دونه دیگ، از کجا باید بفهمیم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟ میگه اینکه کاری نداره کف پاش رو قلقلک میکنی میبینی هر کله ای خندید معلوم میشه پاچه مال اون بوده!!...



غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم می رفته از داروخونه قرص سوسک کش می خریده. یه روز دکتره ازش می پرسه تو چرا اینقدر قرص سوسک کش می خری؟ غضنفر می گه: آخه من هرچی اینا رو پرت می کنم نمیخوره به سوسکها!...


غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: ببخشید از اینجا تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... غضنفر می گه: خب خیلی ممنون! و قطع می کنه!!...


یکی زنگ زده منم اصلا حوصلشو نداشتم.
شروع کردم نصفه نصفه حرف زدن یعنی مثلا انتن ندارمو قطع میشه و از این حرفا..
میگه صدات قطع و وصل میشه ولی صدای ضبط ماشینت واضح میاد.


یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ اخورم یكدفه شیره نعره میكشه لره میگه مو بعضی وقتا غلط زیادی هم خوروم....


غضنفر کنار ساحل داشته فکر می کرده ، ازش می پرسن: به چی فکر می کنی؟ میگه: داشتم حساب می کردم اگه دریا همش آبگوشت بود ، چندتا بربری می خواست ؟!!...


غضنفر می خواست گوسفند قربانی كنه ، چاقو پیدا نمی كنه گوسفنده رو خفه می كنه !!...


اون چیه كه زن ها میدن مردا میخورن؟ حرس / اون چیه كه مردا در میارن زن ها میخورن؟ پول / اون چیه كه زن ها باز می كنند مردها میذارن توش؟ حساب بانكی / اون چیه كه زن ها درست می كنند مرد ها میخورن؟ غذا / اون چیه كه باعث شده تو با اشتیاق این مطلب رو بخونی؟...





درباره وبلاگ
این وبلاگ هم علمی است هم مقداری هم طنز
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
href="http://www.1abzar.com">ابزار نظر سنجی

ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ابزار هدایت به بالای صفحه

نایت اسکین-ابزار گوکل پلاس
Susa Web Tools
Susa Web Tools


ابزار امتیاز دهی